حاج ملا هادي السبزواري
9
شرح مثنوى
( ( 19 ) ) راز را گر مىنيارى در ميان * دركها را تازه كن در قشر آن ن 821 2 - ك 279 10 در قشر آن : مثلًا بطن قرآن را نمىرسى ، ظَهرش را لااقل برس ( ( 21 ) ) آسمان نسبت به عرش آمد فرود * ور نه بس عالى است پيش خاك تود ن 821 4 - ك 279 11 خاك تود : يعنى تودهء خاك . كه تل و پشته را در فارسى توده گويند . ( ( 25 ) ) نور بايد مستعد تيز كوش * كو نباشد عاشق ظلمت چو موش ن 821 8 - ك 279 13 نور بايد : در بعض نسخ : مرد بايد . . . ، و أنسب است . نور مىكش اى حريف تيز گوش گرنه چون موش در ظلمت مكوش ن ندارد - ك 279 14 اى حريف تيز گوش : در بعض نسخ : از خدا اى تيز گوش ، يا اى تيز هوش . مراد نور علم است كه « اَلعِلمُ نُورٌ يَقذِفُه الله فى قَلبِ مَن يَشاءُ » ( 4 ) . و قال الشيخ المتألِّه شهاب الدّين السّهروردى ( قدّس سرّه ) : « العلم كون الشيء نوراً لنفسه و و نوراً لغيره الَّذى هو نور لنفسه » . يا مراد نور مطلق تخلَّق است . و در تيز گوشى بايد اعتبار تكلَّم و نطق و نفس ناطقه بشود و كليّات عقليه تكلَّم حق است در باطن با قلب معنوى . و همچنين خواطر ربّانيه تكلَّمات حق است با بنده . ( ( 31 ) ) تو خليل وقتى اى خورشيد هش * اين چهار اطيار ره زن را بكش ن 821 15 - ك 279 18 تو خليل وقتى : هر كاملى شخصىاى دارد و نوعىاى ، چون آدم نوعى و خليل نوعى و كليم نوعى و مسيح نوعى و منصور وقت و منصور نوعى و غير هم . و همچنين در مظاهر قهر ، چون نمرود وقت و نمرود نوعى و فرعون وقت و فرعون نوعى . ( ( 35 ) ) كل تويىّ و جملگان اجزاى تو * برگشا كه هست پاشان پاى تو ن 821 19 - ك 279 20
--> ( 4 ) اين حديث شريف در ضمن حديث عنوان بصرى است كه در حاشيهء منية المريد شهيد ثانى كه ملحق به روض الجنان چاپ شده است ، عين حديث نقل گرديده است . رك : اربعين حديث ، امام خمينى ، ص 419 ، چاپ مؤسسهء نشر و تنظيم آثار امام خمينى .